دختر خانه دار
از اونجایی که این دخملی من دستش تو خونه داری عالیه می خوام سه موردش رو ذکر کنم فقط حیف بدون تصویره
اولیش مربوط به خونه مامانی هست ، خانمی تمام ظرف و ظروف مامانی رو وسط پذیرایی چیده بود .مثل اینکه قرار بود مهمون بیاد خونشون ، مامانی از آیلا می خواد که ظرفها رو جمع کنه که خانمی می گه خسته هستم بعد از نیم ساعتی باز مامانی در خواستشو مطرح می کنه که بلا این بار دستشو می زنه به کمرش و می گه وای کمرم درد می کنه و زودی میره رو مبل دراز می کشه
حالا ماجرای دوم خانه داری آیلایی مربوط به جمعه 29/10/91 هست . من که به علت کمر درد کمی داشتم استراحت می کردم و لباسها هم تو ماشین لباسشویی در حال شتشو بود . بعد از مدتی دیدم آیلا یکی از حوله هاش که تو ماشین در حال شسته شدن بود پیشم آمد و گفت که می خوام پهنش کنم . من با تعجب نگاه کردم و به دنبالش که رفتم دیدم به به خانمی بعد از تموم شدن کار ماشین و باز شدن قفلش در لباسشویی رو باز کرده تمام لباسهای داخلش رو جارختی گذاشته تازه می خواد اونارو هم پهن کنه . حالا جالب اینه که بابایی که کنار دست شیطون بلا ایستاده اصلا متوجه موضوع نشده تازه بعد داد و بیداد من متوجه شده
و اما سومین ماجرا مربوط به خونه خاله سیمین هستش که غیرت خانمی ما گل کرد و بلند شد مثل آدم بزرگا ظرف آشغال رو از دست خاله یاسی گرفت و تازه مهمونا تا می خواستن میوه پوست بکنن زودی سراغ ظرف آشغال می رفت و اصرار داشت تا همه کارا رو خودش بکنه


دختر خانه دار
